آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان دهکده ی نامه های عاشقانه آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند…... نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توستروزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توستگر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توستگو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توستاین همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توستنقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توستسایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر وه ازین آتش روشن که به جان من و توست
نظرات شما عزیزان: سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:, :: 13:49 :: نويسنده : mostafa
![]() ![]() |